على محمدى خراسانى

28

شرح رسائل (فارسى)

جواب دوّم : مقدّمه : بعضى از اشياء حسن يا قبحشان ذاتى آنها است و آن عناوين تمام موضوع هستند براى حسن يا قبح از قبيل عدالت كه حسن ذاتى دارد و ظلم كه قبح ذاتى دارد و انفكاك حسن از عدل و قبح از ظلم از محالات است و بعض اشياء حسن و قبحشان عرضى است ، فى المثل تكليف به پرواز در سماء ، راه رفتن در دريا ، يك‌شبه معلومات ابن سينا را فراگرفتن قبح ذاتى كه ندارد بلكه قبح عرضى دارد يعنى بدان جهت قبيح است كه تكليف بما لا يطاق است پس اگر چنين لازمى نداشت قبيح نيست با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : برفرض ما نحن فيه از قبيل تكليف به مجمل باشد مىگوئيم : تكليف به مجمل كه قبح ذاتى ندارد بلكه قبح آن عرضى و براى اينست كه مستلزم تكليف بما لا يطاق است و آن در مواردى است كه احتياط ممكن نباشد از قبيل جئنى بشيء كه شىء داراى معناى وسيعى است و اتيان به همهء مصاديق آن مقدور نيست و امّا در مورد امكان احتياط ديگر قبحى ندارد و ما نحن فيه من هذا القبيل چون انجام ظهر و جمعه كاملا ميسور است و لذا هيچ دليلى براى اينكه علم اجمالى را كالجهل رأسا حساب كنيم نداريم . اشكال دوّم : اين اشكال مشترك الورود است و به هر دو محقّق وارد است و آن اينكه شما گفتيد : آرى اگر در موردى شارع مقدس عمدا مجمل‌گوئى كند و بنا داشته باشد كه ما مرادش را نفهميم البته بايد احتياط كنيم ما مىگوئيم : مقدّمه : قوانين عقليّه تخصيص‌بردار نيست چون قواعد عقل نظرى از قبيل بطلان دور و تسلسل و تناقص و . . . و چه قوانين عقل عملى از قبيل حسن عدالت و قبح ظلم و . . . بر خلاف قوانين عقلائى و شرعى كه